سه شنبه هفتم مهر 1388

نوشته شده توسط سینا در ساعت 0:27 | لینک
|
یکشنبه پنجم مهر 1388

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنقدر محو که یک لحظه مژه برهم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
نوشته شده توسط سینا در ساعت 14:2 | لینک
|
یکشنبه پنجم مهر 1388

فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو چشیده باشند...
نوشته شده توسط سینا در ساعت 13:58 | لینک
|
یکشنبه پنجم مهر 1388
ای كه دور از منو در یاد منی ، باخبر باش كه دنیای منی . شادیت ، شادی من . غصه ات ، غصه من . قلب من خانه تو ، خانه تو قبله من

نوشته شده توسط سینا در ساعت 13:12 | لینک
|
شنبه چهارم مهر 1388
|
|
|
هیچ لحظهای با من نبود، حتی وقتی که "بود". هیچ لحظهای کنار ِ من نبود، حتی وقتی که بود. فقط نگاهش بود که کشیده میشد سمت ِ چشمهای من و من به چشمهای خودم "هم" حسودی میکردم! و هیچ چیز سختتر از این نبود که نگاهم را از "او" بگیرم تنها به این دلیل که با د ل قریب بود و جز این؛ غریبهای.
|
نوشته شده توسط سینا در ساعت 2:7 | لینک
|

